تلف کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جان کسی را گرفتن، غرق کردن، سوزاندن، له کردن، قربانی گرفتن
ضایع کردن، هدر دادن (کردن)، ازبین بردن، تباه کردن مصرف کردن، استفاده کردن، بالا کشیدن، خوردن ولخرجی کردن، دور ریختن، تفریط کردن، وقت کشتن مستهلک کردن، ساییدن، فرسودن