واژه جو

تلفیق کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تلفیق کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بهم بستن سخن . گرد آوردن و ترتیب دادن کلام . رجوع به تلفیق شود.

معنی تلفیق کردن | واژه جو