تلین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ لَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- نرم شدن.<BR>۲- چاپلوسی کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ لَ یُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- نرم شدن. ۲- چاپلوسی کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تلین . [ ت ِل ْ لی ] (اِ) نامی است که در ارسباران (قره داغ ) به دو نوع افرا دهند.و آن را در نور و کجور کرب و در کلارستاق کرف ... میخوانند. رجوع به جنگل شناسی ساعی ج ٢ ص ٢٠٧ و کرب شود.
تلین . [ ت َ ل َی ْ ی ُ ] (ع مص ) نرمی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). چاپلوسی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ نرم گشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ضد تخشن . (اقرب الموارد).