تمثل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ مَ ثُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- داستان زدن، مثال آوردن. ۲- شبیه چیزی شدن. ۳- قصاص گرفتن.واژه قبلی: تمثالواژه بعدی: تمثیل