تمسکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمسکن . [ ت َ م َ ک ُ ] (ع مص ) بیچاره شدن . (تاج المصادر بیهقی ). درویش شدن یا مانند درویش گردیدن و خوار و حقیر شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تسکن، چنانکه گویند تمدرع و تمندل از مدرعة و مندیل .... (از اقرب الموارد). مسکین شدن و بیچاره و خوار وضعیف شدن . (آنندراج ). رجوع به نشوءاللغة ص ٤٠ شود.