تمسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمسی . [ ت َ م َس ْ سی ] (ع مص ) پاره پاره کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تمسی . [ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ کیومرسی ایل چهارلنگ بختیاری . (از جغرافیایی سیاسی کیهان ص ٧٦).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمسی . [ ت َ م َس ْ سی ] (ع مص ) پاره پاره کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تمسی . [ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ کیومرسی ایل چهارلنگ بختیاری . (از جغرافیایی سیاسی کیهان ص ٧٦).