تمضمض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمضمض . [ ت َ م َ م ُ ] (ع مص ) آب در دهان جنبانیدن جهت وضو. یقال : تمضض للوضوء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ درآمدن آب در دهان بوقت وضو. (منتهی الارب ). ◄ درآمدن خواب در چشم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بجنبش درآمدن خواب در چشم .(ناظم الاطباء). و گویند: ما تمضمضت ؛ ای ما نمت . (ازاقرب الموارد). ◄ بانگ کردن سگ در پی کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).