تمظیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمظیع. [ ت َ ] (ع مص ) نرم و تابان ساختن زه کمان و جز آن را. ◄ با پوست ماندن چوب تر را تا خشک گردد. ◄ روغن خورانیدن پوست را. ◄ به چرب تر کردن اشکنه را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).