تمعج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تمعج . [ ت َ م َع ْ ع ُ ] (ع مص ) پیچیدن و دوتاه شدن و شتاب رفتن، یقال : تمعج السیل اذا سرع فی جریه . و تمعجت الحیة اذا تقلب فی سیرها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پیچیدن و دو تاه شدن سیل و مار در رفتن و گفته اند که این مقلوب تعمج است . (از اقرب الموارد).