تنبل ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنبل ساختن . [ تَم ْ ب ُ ت َ ] (مص مرکب ) حیله ساختن . مکر کردن . جادو کردن : گربزان شهر بر من تاختند من ندانستم چه تنبل ساختند. رودکی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنبل ساختن . [ تَم ْ ب ُ ت َ ] (مص مرکب ) حیله ساختن . مکر کردن . جادو کردن : گربزان شهر بر من تاختند من ندانستم چه تنبل ساختند. رودکی .