تنبیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنبیک . [ تُم ْ ] (اِ) بمعنی تنبک است و آن دهلی باشد دم دار که مسخرگان و بازیگران در زیر بغل گیرندو نوازند. (برهان ) (آنندراج ). تنبک . (ناظم الاطباء).رجوع به تنبک شود. ◄ جناغ زین اسب را نیز گویند و با بای فارسی هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). رجوع به تنبوک و تنپوک شود.