تند شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تند شدن . [ ت ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) به سختی بخشم آمدن .سخت خشمناک شدن . سخنان درشت گفتن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ پرشتاب و سریع شدن، چون تندشدن باد و آب و جز آنها. ◄ تلخ و حِرّیف شدن . زبان گز شدن، چون تند شدن غذا و روغن و جز آنها. ◄ در بیت زیر بمعنی برگشتن، واژگون شدن، پریشان شدن، نامساعد گردیدن آمده است : چو بر بهرام چوبین تند شد بخت به خسرو ماند هم شمشیرو هم تخت . نظامی . رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.