تندرست کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تندرست کردن . [ ت َ دُ رُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شفا دادن . شفا بخشیدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). معالجه کردن . علاج کردن . درمان کردن : از آن نوشدارو که در گنج تست کجاخستگان را کند تندرست ... فردوسی . رجوع به تندرست و تندرستی شود.