تندفهم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تندفهم . [ ت ُ ف َ ] (نف مرکب / ص مرکب ) آنکه سخن را زود دریابد. (آنندراج ) (بهار عجم ). زیرک و بافِراست و باهوش و حاضرکلام . (ناظم الاطباء) : ایاز تندفهم تیزبینش نگار کارگاه آفرینش . زلالی (از آنندراج ). رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.