واژه‌جو

تنفر داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تنفر داشتن . [ ت َ ن َف ْ ف ُ ت َ ] (مص مرکب ) نفرت و کراهت و انزجار داشتن و بی میل شدن . ◄ رمیده گشتن . (ناظم الاطباء). و رجوع به تنفرشود.

معنی تنفر داشتن | واژه‌جو