واژه جو

تنقح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تنقح . [ ت َ ن َق ْ ق ُ ] (ع مص ) اندک پیه شدن اشتر. (تاج المصادر بیهقی ). کم شدن پیه شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

معنی تنقح | واژه جو