تنها/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) ۱- (ص.) یگانه، بدون همراه و همدم. ۲- (ق.) فقط.مترادفها و واژههای مرتبطعزب، مجرد ≠ متاهل، خانهدارتک، فرد، فرید، منفرد، وحید، یکه، یگانهفقط، لاغیر، منحصراًواژه قبلی: تنهواژه بعدی: تنهایی