تنه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِ.) تار عنکبوت.(تَ نِ) (اِ.) ۱- تن، بدن. ۲- ساقه درخت.مترادفها و واژههای مرتبطاندام، بدن، بدنه، تن، تنه، جسم، هیکل ≠ سرساقه، ساقه اصلی درخت، کنده، نونواژه قبلی: تنندوواژه بعدی: تنها