تنگ تنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ. تَ) (ق.) بار بار، بسیار زیاد.واژه قبلی: تنگ آمدنواژه بعدی: تنگ حال