تنگ آمدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. مَ دَ) (مص ل.) ۱- خسته شدن، درمانده شدن. ۲- دلگیر شدن. ۳- نزدیک شدن.واژه قبلی: تنگواژه بعدی: تنگ تنگ