تنگ میدانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگ میدانی . [ ت َ م َ / م ِ] (حامص مرکب ) کم وسعتی میدان . محدودیت : فلک هم مرکبی تند است کژجولان که چون کشتی عنان بر پاردم دارد ز روی تنگ میدانی . خاقانی . رجوع به ماده ٔ قبل و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.