واژه جو

تنگ و تاریک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تنگ و تاریک . [ ت َ گ ُ ] (ص مرکب، از اتباع ) تنگ و تار. بی وسعت و بی روشنایی . نقیض فراخ و روشن . تاریک و محقر : دور شو، دور شو ز نزدیکش روشنی شو ز تنگ و تاریکش . سنایی . رجوع به ماده ٔ قبل و تنگ و همچنین تاریک و دیگر ترکیبهای این دو کلمه شود.

معنی تنگ و تاریک | واژه جو