تنگدلی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگدلی کردن . [ ت َ دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زاری کردن . غم خوردن . غمگین شدن : وگر از تنگدلی کردن ما فایده نیست اینهمه تنگدلی کردن ما خیره چراست ؟ مسعودسعد. رجوع به تنگدلی و تنگدل و دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنگدلی کردن . [ ت َ دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زاری کردن . غم خوردن . غمگین شدن : وگر از تنگدلی کردن ما فایده نیست اینهمه تنگدلی کردن ما خیره چراست ؟ مسعودسعد. رجوع به تنگدلی و تنگدل و دیگر ترکیبهای آن شود.