تنگ
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِ.) ۱- لنگه بار، عدل، جوال. ۲- تسمهای که به کمر اسب یا الاغ بندند. ۳- آن چه که بدان چیزهایی را تحت فشار قرار دهند مانند قید صحافی. ۴- بار، حمل.
(تُ) (اِ.) کوزهای از جنس سفال یا بلور که قسمت پایین آن بزرگ و بالای آن تنگ و باریک باشد.
(~.) [ په. ] ۱- (ص.) باریک، کم عرض. ۲- جایی که کسی یا چیزی به دشواری در آن جا گیرد. ۳- (اِ.) دره.