تنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنی . [ ت َ ] (ص نسبی )بمعنی جسمانی است . (برهان ). منسوب به تن چنانکه در تنانی گذشت، یعنی جسمانی . (انجمن آرا) (آنندراج ). دارای جسم و جسمانی و مادی . (ناظم الاطباء). پهلوی تنیک . از: تن + ی (نسبت ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ). ◄ در تداول، اَبَوینی . پدری و مادری . مقابل ناتنی : برادر تنی ؛ برادر اصلی و بطنی . که از یک پدر و مادرند. رجوع به تن شود.