ته و تو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ته و تو. [ ت َ هَُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) تَه تو. ژرفای چیزی . عمق موضوعی . جزئیات امری . ♦ ته وتوی کاری یا امری یا چیزی یا مطلبی را درآوردن ؛ به همه ٔ جزئیات آن پی بردن . به تمام آن آگاهی یافتن با فحص و کنجکاوی . نیک از جزئیات امری آگاه شدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ باقیمانده ٔ کمی از چیزی بسیار. (یادداشت ایضاً). رجوع به ته وتو شود.