تهافت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهافت . [ ت َ ف ُ ] (ع مص ) افتادن . ◄ پیاپی بیفتادن . (زوزنی ). پاره پاره افتادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بپای درافتادن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : بکتوزون چون اصرار او بر جهل و غوایت و تهافت او در مهاوی ضلالت بدید، ساز محاربت ترتیب داد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ١٩٧). ◄ بر یکدیگر افتادن . (آنندراج ). ◄ پیاپی آمدن . ◄ خود را بر چیزی افکندن . ◄ کهنه گردیدن جامه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).