تهبط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهبط. [ ت َ هََ ب ْ ب ُ ] (ع مص ) انحدار: تهبط الیهم من الثنیة؛ انحدر. (اقرب الموارد). رجوع به انحدار شود.
تهبط. [ ت ِ هَِ ب ْ ب ِ ] (ع اِ) مرغی است خاکستری رنگ که به دوپای خود آویزد و بانگ کند ببانگی که گویا می گوید: «اءَنا اموت اءَنا اموت ». (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مرغی است چون جوجه ٔ ماکیان که از پای، خود را آویزد وآواز کند. شباهنگ . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). برای تِفِعِّل ْ غیر از این مثالی نیست . (اقرب الموارد).