تهمت آلوده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهمت آلوده . [ ت ُ م َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) متهم . تهمت آلود : چهره و رنگ و رخ و عادت آبا سپرند تهمت آلوده نگردند به دیگر نسبی . منوچهری . رجوع به تهمت و تهمت آلود شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهمت آلوده . [ ت ُ م َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) متهم . تهمت آلود : چهره و رنگ و رخ و عادت آبا سپرند تهمت آلوده نگردند به دیگر نسبی . منوچهری . رجوع به تهمت و تهمت آلود شود.