تهمت برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهمت برداشتن . [ ت ُ م َ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) رفع گناه و عیب از کسی کردن . (ناظم الاطباء) : مردم و فارغ شدم از بدگمانیهای او تهمت بیگانگی از آشنا برداشتم . شانی تکلو (از آنندراج ). رجوع به تهمت و دیگر ترکیبهای آن شود.