تهمت کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تهمت کش . [ ت ُ م َ ک َ / ک ِ ](نف مرکب ) مفتری و بدگمان و بدگو و بدگمان شده . (ناظم الاطباء). ◄ کشنده و تحمل کننده ٔ بهتان . کسی که سخن بهتان را بر خود هموار سازد : رفته ام از خود وتهمت کش آسودگیم حیرت آیینه ام کاش طپیدن باشد. میرزا بیدل (از آنندراج ). رجوع به تهمت و دیگر ترکیبهای آن شود.