توان دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
توان بخشیدن، توانمند کردن (ساختن)، تقویت کردن، اختیار دادن، اختیارات لازمه را دادن، تفویض کردن، مسلح کردن شارژ کردن، پر کردن روشن کردن، راه انداختن، استارت زدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
توان بخشیدن، توانمند کردن (ساختن)، تقویت کردن، اختیار دادن، اختیارات لازمه را دادن، تفویض کردن، مسلح کردن شارژ کردن، پر کردن روشن کردن، راه انداختن، استارت زدن