توان
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نیرو، قوت، زور، قوه، بنیه (بنیت)، توش، قدرت، انرژی تاب، یارا، رمق، توانایی بزرگی تسلط، غلبه، برتری سوقالجیشی، برتری قدرت سیاسی، اقتدار استیلا، حکمرانی تأثیر استقامت، پایداری توان زیاد، قدرت کار [تولیدی]، جهد، تلاش زور، اجبار وزن، سنگینی نیروی (منابع) انسانی، کارکنان اصرار، تأکید مبارزه، زورآزمایی، المپیک، مسابقه چالش، مبارزهجویی، اعلان جنگ دعوا، ستیز حریف، رقیب، مبارز اعمال، بهکارگیری، استفاده، مبادرت، بازده، بازدهی، عملکرد، فعل، عمل