توانگری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) [ په. ] (حامص.) ۱- توانایی. ۲- ثروتمندی.مترادفها و واژههای مرتبطاستطاعت، بینیازی، تمکن، تنعم، دارایی، دولتمندی، غنا ≠ فقرواژه قبلی: توانگرواژه بعدی: توانی