توانگر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ گَ) [ په. ] (ص فا.) ۱- توانا. ۲- ثروتمند.مترادفها و واژههای مرتبطبینیاز، تاجر، ثروتمند، دارا، دولتمند، غنی، مالدار، مایهور، متعین، متمکن، متمول، متنعم، مستطیع، مستغنی، منعم ≠ فقیر، درویشتوانا، قادر، زورمند، قوی ≠ ضعیف، ناتوانواژه قبلی: توانچهواژه بعدی: توانگری