توجیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توجیب . [ ت َ ] (ع مص )در شبانه روزی یک وقت نهادن طعام خوردن را. (تاج المصادر بیهقی ). عادت دادن نفس و عیال و اسب خود را به یک بار خوردن در شبانه روزی . ◄ یک بار دوشیدن ناقه را در شبانه روزی . ◄ مانده شدن ستور و جز آن . ◄ بسته شدن فله در پستان ناقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بیفکندن . (تاج المصادر بیهقی ). بر زمین زدن . ◄ لازم گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).