توخش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توخش . [ ت َ وَ ] (اِ) بمعنی کشیدن باشد مطلقاً. (برهان ) (آنندراج ). رسم و کشیدگی و نقش . (ناظم الاطباء). رجوع به تخشیدن و لسان العجم شعوری ج ١ ص ٢٨٠ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توخش . [ ت َ وَ ] (اِ) بمعنی کشیدن باشد مطلقاً. (برهان ) (آنندراج ). رسم و کشیدگی و نقش . (ناظم الاطباء). رجوع به تخشیدن و لسان العجم شعوری ج ١ ص ٢٨٠ شود.