تودار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تودار. (اِخ ) دهی از دهستان انگوران است که در بخش ماه نشان شهرستان زنجان واقع است و ١٧٥ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
تودار. (نف مرکب ) کسی که افکار خود را پوشیده دارد. که اسرار خود به کس نگوید. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رازدار. خلاف تنک حوصله و تنک دل : چهره ٔاو جوان و تودار بود. (سایه روشن صادق هدایت ص ١٣).
تودار. (اِخ ) دهی از دهستان کولی وند است که در بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد واقع است و ١٢٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).