توران زمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توران زمی . [ زَ ] (اِخ ) مملکت توران .توران زمین . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : نبودی دل من بدین خرمی که روی تو دیدم به توران زمی . فردوسی . رجوع به ماده ٔ بعد شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توران زمی . [ زَ ] (اِخ ) مملکت توران .توران زمین . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : نبودی دل من بدین خرمی که روی تو دیدم به توران زمی . فردوسی . رجوع به ماده ٔ بعد شود.