توزیع کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توزیع کردن . [ ت َ / تُو ک َ دَ ] (مص مرکب ) بخش کردن جمعی از مردمان چیزی را در میان خود. (ناظم الاطباء). بخش کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). قسمت کردن چیزی : تا خر از هر که برد، من واخرم ورنه توزیعی کنند ایشان زرم . مولوی . ◄ سرشکن کردن گروهی، خرج کسی را میان خود : ... این مسخره را اندیشه ٔ سفری افتاد نه راحله و نه زاد. او را حریفان به اتفاق توزیعی کردند. (جهانگشای جوینی ). ◄ پخش کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). پراکنده و آواره ساختن : تا گردانم اسیروارش توزیع کنم به هر دیارش . نظامی . رجوع به توزیع شدن شود.