توزیع شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توزیع شدن . [ ت َ / تُو ش ُ دَ ] (مص مرکب ) پخش شدن . قسمت شدن . پراکنده شدن . پاره پاره شدن : یوسف از زن یافت زندان و فشار من شوم توزیع بر پنجاه دار. مولوی . رجوع به توزیع کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توزیع شدن . [ ت َ / تُو ش ُ دَ ] (مص مرکب ) پخش شدن . قسمت شدن . پراکنده شدن . پاره پاره شدن : یوسف از زن یافت زندان و فشار من شوم توزیع بر پنجاه دار. مولوی . رجوع به توزیع کردن شود.