توزیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توزیع. [ ت َ ](ع مص ) وابخشیدن چیزی میان گروهی . (زوزنی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). پخش کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). بخش کردن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). تقسیم کردن : وزع توزیعاً؛ تقسیم کرد آن را. (ناظم الاطباء). قسمت کردن بین کسان . (از اقرب الموارد) : زآنکه لولاک است بر توقیع او جمله در انعام و در توزیع او. مولوی . ◄ قسمت کردن بر جمعی، برای کسی . (بحرالجواهر از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). سرشکن کردن خرجی را. (یادداشت، ایضاً). بخش کردن بر جمعی برای دیگری . (منتهی الارب ). قسمت کردن بر کسان . (از اقرب الموارد) : مجتمع گشتند مر توزیع را بهر دفع زحمت و تصدیع را. مولوی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). هم شدی توزیع کودک دانگ چند همت شیخ آن سخا را کرد، بند. مولوی (ایضاً). ◄ پراکنده کردن . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). پخش کردن چیزی یا خبری : از پی توزیع گرد شهر گشت وَز طمع می گفت هر جا سرگذشت . مولوی . ◄ پخش کردن مال را میان کسان . (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) مالی که از بخشش کردن ارباب خیر و دهندگان صدقات بر کسی رسد : مرد هنگامه به افزون تر شود کدیه و توزیع نیکوتر شود. مولوی . کشتیی سازی ز توزیع و فتوح کو یکی ملاح کشتی همچو نوح . مولوی . رجوع به ترکیبهای این کلمه شود.