توسنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توسنگ . [ س َ ] (اِ) قناعت است، که راضی بودن باشد بر آنچه میسرگردد و ترک حرص نمودن . (برهان ) (آنندراج ). قناعت و عدم حرص و رضای به چیزی کم و اندک . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توسنگ . [ س َ ] (اِ) قناعت است، که راضی بودن باشد بر آنچه میسرگردد و ترک حرص نمودن . (برهان ) (آنندراج ). قناعت و عدم حرص و رضای به چیزی کم و اندک . (ناظم الاطباء).