توشه پرورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توشه پرورد. [ ش َ / ش ِ پ َرْ وَ ] (ن مف مرکب ) توشه کش ... و در این مبالغه است . (آنندراج ) : سکندر که شاه جهان گرد بود بکارسفر توشه پرورد بود. نظامی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توشه پرورد. [ ش َ / ش ِ پ َرْ وَ ] (ن مف مرکب ) توشه کش ... و در این مبالغه است . (آنندراج ) : سکندر که شاه جهان گرد بود بکارسفر توشه پرورد بود. نظامی (از آنندراج ).