تکان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکان . [ ت َ ] (اِ) جنبش و حرکت . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). صدمه و جنبش و لرزش و برجهیدگی از جای . (ناظم الاطباء). ◄ ترس سخت ناگهانی . ترسی که از امر فجائی پیدا شود و دل بلرزاند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ لرزه . (یادداشت ایضاً). رجوع به تکان دادن و تکان خوردن شود.
تکان . [ ت ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان چهاراویماق است که در بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع است و ١١٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
تکان . [ ] (ترکی، اِ) ترکی شوک است که به فارسی خار گویند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به شوک شود.