تکریت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکریت . [ ت َ / ت ِ ] (اِخ ) شهری است، نامیدند آن را بنام تکریت دختر وائل . (منتهی الارب ). شهری است به اقلیم چهارم قلعه ای محکم دارد که از بناهای اردشیربابکان است و در سی فرسخی بغداد واقع است بر غربی دجله منسوب به تکریت بنت وائل، خواهر بکربن وائل که دیاربکر به او منسوب است و بعضی آنرا از دیار عراق عرب و برخی از ارمنیه شمارند. (انجمن آراء) (آنندراج ).شهری در الجزیره ٔ بین النهرین . (ناظم الاطباء). شهری است بر حد میان جزیره و عراق . آبادان و خرم و با نعمت . (حدود العالم ). شهریست میان موصل و بغداد و به بغداد نزدیک تر است و تا بغداد سی فرسنگ فاصله دارد و قلعه ٔ محکمی در آنجا هست که بر ساحل غربی دجله واقع وبر دجله مشرف است ... و این قلعه را نخست شاپوربن اردشیر بنا نهاد... (از معجم البلدان ). رجوع به تاریخ گزیده ص ١٧٧ و ٤٥٠ و حبیب السیر و مراصد الاطلاع و تاریخ مغول اقبال ص ١٤٥ و ٤٥٧ و الاوراق و عیون الاخبار و تاریخ جهانگشای جوینی ج ٢ ص ١٥٥ و نزهة القلوب ص ٢٨ و ٣٦و ٤٩ و ٥٠ و مجمل التواریخ ص ٢٧٤ و ٣٩٣ و ٤١٠ و قاموس الاعلام ترکی و اخبار دولت سلجوقی ص ١٢١ و ١٣١ شود.