تکریتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکریتی . [ ت َ ] (اِخ ) عبداﷲبن علی بن رفاعی بن محمد عبیدبن علی البناء التکریتی ثم البغدادی . وی در حدود سال ١٢١١ هَ . ق . درگذشت . او راست : خمرة الکؤس لحیاة النفوس در مناقب شیخ عبداﷲ عیدروس . و الرحلة المترجمة فی الایام المحترمة. (از اسماء المؤلفین ج ١ ص ٤٨٧).
تکریتی . [ ت َ ](اِخ ) عبدالسلام بن یحیی بن القاسم بن المفرج . متوفی بسال ٦٧٥ هَ . ق . است و بنا بر قول صاحب فوات الوفیات او را تصانیفی است . (از اسماء المؤلفین ج ١ ص ٥٧٠).
تکریتی . [ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب است به تکریت که شهرکی بزرگست و دژ استواری دارد در سی فرسخی بغداد. (از انساب سمعانی ). رجوع به تکریت شود.