تکیه گه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تکیه گه . [ ت َ ی ِ گ َه ْ ] (اِ مرکب ) مخفف تکیه گاه . جای پشت دادن و تکیه کردن . محل تکیه . متکاء : صحراش باغ و زیر نهفتش در بر تختهاش تکیه گه حورا. ناصرخسرو. خواجه از باد تکیه گه کرده بالش از بالش پراکنده . خاقانی . بلکه تن عرش بالشی است مربع تکیه گه جای کبریای صفاهان . خاقانی . سزای تکیه گهت منظری نمی بینم منم ز عالم و این گوشه ٔ معین چشم . حافظ. شاه نشین چشم من تکیه گه خیال تست جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو. حافظ. ◄ پناه گاه . جای پناه و اعتماد : آنکه تا شد بر سریر بی نیازی متکی شد سریر جود او تکیه گه اهل نیاز. سوزنی . بر تیغ اوست تکیه گه شغل کلک تو مردان تیغزن شده بر کلک متکی . سوزنی . بده انصاف خود که دینداران جز بر انصاف تکیه گه نکنند. خاقانی .