تگاو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تگاو. [ ت َ ] (اِخ ) تکاو. رجوع به تکاو و تگاب شود.
تگاو. [ ت َ ] (اِ مرکب ) بر وزن و معنی تگاب است که زمین پست پرآب و علف . ◄ ظرفی که به عربی قیف میگویند. ◄ جنگ و خصومت . ◄ پرده ای از موسیقی .(برهان ). به همه ٔ معانی رجوع به تکاو و تگاب شود.