تیرشکاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیرشکاف . [ ش َ/ ش ِ ] (نف مرکب ) شکافنده و خسته کننده ٔ عطارد. تیری که تا آسمان رود و عطارد را مجروح کند : هر دم ز تیر تیرشکاف تو مشتری افغان زه برآورد از گوشه ٔ کمان . خواجوی کرمانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیرشکاف . [ ش َ/ ش ِ ] (نف مرکب ) شکافنده و خسته کننده ٔ عطارد. تیری که تا آسمان رود و عطارد را مجروح کند : هر دم ز تیر تیرشکاف تو مشتری افغان زه برآورد از گوشه ٔ کمان . خواجوی کرمانی .